محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

1165

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

پس حب القرطم را پس حب القرطم را نرم كوفته در پارچهء بسته در آن نيكو بمالند كه شيرهء آن در آن مخلوط كردد پس ثفل آن را و صرهء افتيمون را افشرده دور نمايند و آن را بر خاكستر كرم كذارند بسته كردد پس بكارد چوبى آن را ببرند و اكر با نمك خواهند كه بياشامند مقدار يك مثقال يا هر قدر كه خواهند نمك را سوده بران بپاشند و بكذارند تا مائيت آن از جبنيت جدا كردد و اين عمل را بايد كه شب نمايند و صبح در صافى انداخته مائيت آن را بكيرند و با آنچه مناسب باشد بدستور نيم كرم بسه دفعه بنوشند اين دو نوع ماء الجبن يعنى مصنوع از انفحه و از لب قرطم در احتقان و سرفه جائى كه استعمال سكنجبين را مانعى باشد به كار آيد و اكر مقصود دفع فضول بلغميه و سدد و رفع استسقا باشد ماء الجبن از انفحهء مملح و از آب قرطم برى سازند و با سكنجبين بياشامند انفع و اولى است و جالينوس كفته كه اكر ده درم حب القرطم را كوفته و بيخته در ماء الجبن بياميزند اسهال قوى اورد و اكر بيخته نشود شيرهء آن را در ماء الجبن بكيرند فائدهء پنجم در بيان وقت غذا و تعيين اغذيه در اثناى شرب ماء الجبن بدانكه هرگاه چهار پنج يا شش ساعت از نوشيدن ماء الجبن بكذرد و دانند كه از معده منحدر شده و اثرى از ثقل آن نيست غذا تناول فرمايند و بهترين اغذيه در اين ايام مصنوع از كوشتهاى نازك لطيف خفيف است مانند كوشت بره و بزغاله و خروس بچّه و دراج و تيهوج و امثال اينها كه شوربا و قيمه شوربا و قليه و شله و پلاو و امثال اينها با روغن كمى كه مصالح انها مانند دارچينى و هيل و قليلى قرنفل و زيره و زعفران باشد مرتّب نموده تناول نمايند آن مقدار كه بر معده ثقيل نيايد و متحمل هضم آن تواند شد و در روز مسهل اوساط روز هر وقت كه كرسنه شوند سواى آب قليهء صرف يا نخوداب يا آب يخنى از همان كوشتها چيزى ديكر تناول ننمايند و اخر روز يا شب هر وقت كه كرسنه شوند غذاهاى بسيار لطيف به قدر كمى كه ثقل و سوى هضم نياورد تناول نمايند و برنج را قبل از طبخ در آب سبوس كندم بخيسانند تا لزوجت آن كم كردد اكر لزوجت داشته باشد و الا ضرور نيست و بعد از آن نيكو شسته طبخ نمايند و معتادين بان را كه برنج نتوانند خورد كندم جيّد اعلا را جريش اسيا نموده كه مبالغهء تمام در كوفتن سبوس آن و نرم بيختن آن نكرده باشند نان تنورى كه خمير آن برامده و ترش نشده باشد پخته تناول نمايند و در اين ايّام از لبنيات و حموضات شديدة الحموضة و حلويات و بقولات و منجرات و حركات نفسانيه و بدنيّه و هواى سرد و كرم بسيار و جماع و جميع رياضات متعبه واجب و لازم شمرده‌اند فائدهء ششم در بيان آنكه شير كدام حيوان اليق و انسب است جهة اين امر بدانكه در لبن معز يعنى شير بز دهنيّت و جبنيت و مائيت هريك بسرحد اعتدالست بخلاف شير كاو كه در آن دهنيّت بسيار زرد شتر ميش جبنيت و در شير شتر و الاغ مائيت غالب است و جهت امراض سوداوى افراط هيچيك از اينها مناسب نيست پس بالضّروره اليق شير بز است و اكر بهم نرسد ناچار شير كاو چنانچه بتفصيل در البان ذكر يافت و جهة استسقاى بارد و كلف شير شتر بهتر از همه است بجهة بسيارى مائيت و زيادتى حرارت آن و براى استسقاء با حرارت ماء الجبن شير بز بهتر است و شير كاوميش اغلظ است و لهذا استعمال آن در هيچ علت جايز نيست فائدهء هفتم در بيان اوصاف بز بدانكه بز بايد كه موصوف به اين اوصاف باشد يعنى جوان فربه سرخ‌رنك ازرق چشم خالى از علّت و مرض تازه زائيده كه از زائيدن آن سى روز يا چهل روز كذشته باشد و از چهار ماه تجاوز نكرده و زياده از ده بچه يعنى ده بطن نياورده باشد و اكر سرخ‌رنك بهم نرسد سياه‌رنك و الا زردرنك و الا لا بد بهر رنكى كه ميسر آيد و قيد رنك سرخ بر سبيل اولويت است نه وجوب بخلاف اوصاف ديكر كه ضرورى و واجبست مراعات انها و بايد كه قبل از شروع آن را خواه بز و خواه كاو و خواه شتر تعليف بكياهانى تازهء مناسبهء هر علت مثل آن كه در امراض حاره بكشنيز تازه يا كاهو يا كاسنى يا علف جو يا آرد جو و امثال اينها و در امراض بارده رازيانه و شاهتره و فصيل و مانند اينها كه بتفصيل در ضمن نسخ آن ان شاء اللّه تعالى ذكر خواهد يافت و بايد كه بز يا غير آن را دايم نبندند بلكه اكثر اوقات باز نمايند تا بكردد و حركت كند تا شير آن لطيف كردد و از تسافد و نتاح كرفتن بازدارند و نكذارند كه حيوان نر بان بجهد فائدهء هشتم در بيان نسخ ماء الجبن و فائدهء آن و دستور بعضى اطبّا در آن [ دستور اتخاذ آن بقانون والد ماجد آن مرحوم قدس سره ] اما دستور اتخاذ آن بقانون حضرت سيّد سند قدوة الاطبا والد ماجد آن مرحوم قدس سره آنست كه هرگاه از براى امراض سوداويه خواهند ديد كه هر روز نيمن بسنك تبريز شير بز سرخ چشم جوان كه زياده از ده بچّه نزائيده باشد و مدت چهل روز از زائيدن آن كذشته باشد كرفته در ديك سنكى يا سفالى كرده به جوش اورند و به چوب انجير پوست جدا كرده خراشيده مرضوض برهم زنند و مقدار ده درم سكنجبين ساده صادق الحموضة و يك قاشق سركهء انكورى حاذق در آن انداخته برهم زنند و از آتش فرود آورده بكذارند تا سرد شود پس آن را در پارچهء كرباس دولائى انداخته در ظرف چينى يا زجاجى يا سفالى لعابدار بچكانند تا تمام آب آن چكيده شود پس باز آن را در ديك سفالى كرده بجوشانند تا كف مىآورد كف آن را بكيرند و چون ديكر كف نياورد صافى نموده مقدار سه اوقيهء تبريزى از آن وزن كرده شربت نيلوفر پنج مثقال داخل كرده سه حصّه يك اوقيه بسه دفعه بنوشند چنانچه فاصله ميان دو دفعه يك ساعت نجومى باشد و هر دفعه كه مينوشند نيم كرم نموده بنوشند و بعد از نوشيدن هر دفعه ده پانزده قدم راه بروند و تا چهل روز بنوشند و هر هفتهء يك بار مسهل بنوشند به اين دستور كه شيرخشت خراسانى ده مثقال ترنجبين خراسانى پانزده مثقال فلوس خيارشنبر پانزده مثقال كلقند افتابى ده مثقال در تمام ماء الجبن يعنى سه اوقيه حل كرده صافى نموده روغن بادام شيرين يك مثقال داخل كرده بنوشند و احتياج بتكرار دفعات يعنى دفعات شرب ماء الجبن در اين روز نيست و استعمال كمتر و زياده بر راى طبيب است و اكر ماده غليظ و در معده ضعفى باشد باشد سفرجلى تابستانى مسهل سه مثقال حب ساخته اول فروبرند و بعد از آن شيرخشت خراسانى كلقند افتابى از هريك ده مثقال در آن ماء الجبن حل كرده صافى نموده بنوشند اكر ماء الجبن از براى امراض سوداوى نوشيده شود هر روز سه اوقيهء آن را بكيرند و در آن ده مثقال سكنجبين افتيمونى داخل كرده سه حصّه نموده بدستور مقرر در امراض صفراوى سه دفعه بنوشند و هر هفتهء يك مرتبه مسهل بخورند چنانچه پنج تا هفت مسهل آنچه راى طبيب اقتضا نمايد ميتوان داد و ماء الجبن را از چهل روز زياده ميتوان داد و مسهل امراض سوداوى اين باشد صنعت آن حب لاجورد دو مثقال سوده بروغن بادام شيرين يك مثقال چرب نموده بمعجون نجاح دو مثقال سرشته حب ساخته و به ورق نقره يا طلا پيچيده وقت خواب فرو برند بعد از آن پيالهء آب نيم كرم بنوشند و صبح شيرخشت خراسانى مغز فلوس خيارشنبر سكنجبين افتيمونى از هريك ده مثقال در سه اوقيه ماء الجبن حل كرده صافى نموده روغن بادام شيرين يك مثقال داخل كرده بياشامند و غذا نخود آب‌كوشت جوجهء مرغ بخورند بسا باشد كه شب معجون را بدهند و صبح دو مثقال سفوف سودا با ماء الجبن داده شود و اكر فصد ضرور باشد در سوداى محترق از خون روزى پيش از مسهل فصد كرده و روز ديكر مسهل داده شود و غذا در ايام نوشيدن ماء الجبن نخوداب مرغ جوان و قيمهء شوربا و قليهء مرغ و بره و خشكه چلاو باشد در امراض صفراوى در علف بز مثل كاسنى تازه و اسفناج و كاهو و عنب الثعلب داخل نمايند در امراض سوداوى مثل كشوث و بادرنجبويه و كاوزبان و شاه‌تره [ ماء الجبن بنسخهء مير محمد باقر حكيم باشى ] ماء الجبن بنسخهء مير محمد باقر حكيم باشى ولد حكيم عماد الدين محمود حسينى شيرازى كه در بياض مجربات خود به خط خود درج نموده صنعت آن بكيرند يك يا دو بز سرخ و علفهاى پاكيزه مثل كاهو و كاسنى و شاهتره و كاوزبان بخورانند و هر روز صبح يك چهار يكمن تبريز شير آن را بدوشند و بجوشانند آن مقدار كه خوب به جوش آيد